ما 


هیچکدوم از ما ثابت نیستیم مدام در حال تغییر کردن هستیم(غیب میگم )از قیافه و شکل و ظاهر بگیر تا فکر و اندیشه اصلا چیزی به اسم من تو دنیای امروز وجود نداره در وجود گذشته اش هم شک دارم!
هیچکدوم از ما نمیتونه بگه اندیشه و رفتار و حتی ظاهر من از من هست!شاید در ظاهر به سخن یا ارمان یا عملی اعتقاد راسخ داشته باشیم(گذشته از القایی بودن اون فکر یا عمل)و 25 سال! تکرارش کنیم اما در باطن یا وجدان خودمون (اگه داشته باشیم) میدونیم که به اون ارمان یا عمل یا سخن اعتقادی نداریم یا در طی این سالها بسیار سست شده اما از ترس ابرو و اعتبار و مقامی که در طی این سالها از این طریق کسب کردیم نمی خواهیم خودمون رو خراب کنیم یا از دسته بندازیم نمی خواهیم اون قالب شخصیتی که در خاطر بقیه از خودمون ساختیم بشکنه راحت تر بگم همه داریم برای غرور مسخره ای با هم مبارزه میکنیم که مارو اسیر خودش کرده تا قالبی از خودمون بسازیم و قالب کنیم!!!
حتی خود من که الان دارم مینویسم شاید نه حتما چند ساعت دیگه تغییر خواهم کرد چون خواننده اثری میشم که من اون رو بوجود نیاوردم بلکه اون داره منو بوجود میاره!
در درون هر کدوم از ما خدایی هست که تا هخر عمرمون با اون گل مورد نظر ور میره و زمانی که میمیریم فارق از سن و سالمون تازه کامل و برشته میشیم چون در درونمون دیگه اشوب و تغییری نیست و دیگه کسی نیست که بر ما اثر انگشت بگذاره و رد بشه!هر کدوم از ما به غیر از ساخت خودمون در درون دیگران هم اثر میکنیم و هر کدوم از ما خواسته یا نا خواسته ساخته هزاران انسانیم ؟!تا حالا سوال کردیم که ایا هیتلر از اول هیتلرررر بود یا نه؟!نه چون همه ما از سرخ و سفید و زرد یکسان به دنیا می اییم و این محیط اجتماعی و فرهنگی و انسانهای اطرافمون و اموخته هامون هست که مارو هوشمند تر ونه برتر! میکند
هیتلر جوونی که با سختی و مشقت و با هزاران توهین و تحقیر بزرگ شد...زمانی هم که یک هنر جوی نقاشی بود تابلوهاش جدا از زشتی یا زیباییش مورد تمسخر همه حتی دوستانش! قرار گرفت تا اون به سمت سیاست و قدرت گرایش کرد و بالاخره هیتلری ساخته شد که دنیا رو مقابل خودش قرار داد تا بر زخمهای زندگیش مرهم بزاره(اینجاست که شما باید بگید بابا روانشناس)
بدون شک هر دزد و قاتل و ستمگر و دیکتاتوری ساخته خود ماست و باز هم هر انسان والا و نیکی هر خدایی!ساخته تک تک ماست! به یادداشته باشیم و دقت کنیم با دیگران چه گونه رفتارمیکنیم شاید با سخن و عملی مسیحی خفته را بیدار کنیم شاید هم باز هیتلر گونی!!اگر قادر نیستیم مسیحی رو بیدار کنیم همون بهتر که خودمون هم بخوابیم!!
اینگونه باور کنیم افرادی که خواسته یا ناخواسته غرورمون(که نداشتنش بهتره)رو میشکنن بیمارانی هستن که کمی دور تر به دستان خودمون شکستن!و احتیاج به درمان دارن و باز هم باور کنیم کسانی که حاضرند به خاطر ما از غرور خودشون چشم ببوشن افرادی هستن که از من بودن جدا شدند وبه ما شدن می اندیشند!
به هیچ کدوم از شما دوستان نمیگم چه کار بکنید یا چه نکنید چون این من نیستم این خود شمایید!اگر جستجو کنید حتما خودتون رو در گوشه ای میبینید!


This page is powered by Blogger. Isn't yours?

Weblog Commenting by HaloScan.com